خرید بک لینک
گفته بودم زندگی زیباستگفته و ناگفته، ای بس نکته ها کاینجاستآسمانِ باز؛آفتابِ زر؛باغهای گل؛دشتهای بی در و پیکر؛سر برون آوردن گل از درون برف؛تاب نرم رقص ماهی در بلور آب؛بوی خاک عطر باران خورده در کهسار؛خواب گندمزار در چشمهی مهتاب؛آمدن،رفتن،دویدن؛عشق وزیدن؛در غم انسان نشستن ؛پابه پای شادمانیهای مردم پای کوبیدن؛ کار کردن،کارکردن؛آرمیدن؛چشم انداز بیابانهای خشک و تشنه را دیدن ؛جرعههایی از سبوی تازه آب پاک نوشیدن ؛ گوسفندان را سحرگاهان به سوی کوه راندن؛همنفس با بلبلان کوهی ِ آواره خواندن؛در تله افتاده آهوبچگان را شیر دادن؛و رهانیدن،نیمروز خستگی را در پناه دره ماندن؛گاه گاهی ،زیر سقف سقف این سفالین بامهای مه گرفته، قصههای در هم غم را ز نم نم های باران شنیدن،بی تکان گهوارهی رنگین کمان رادر کنار بام دیدن ؛یا شب برفی،پیش آتشها نشستن،دل به رویاهای دامنگیر و گرم شعله بستن آری، آری، زندگی زیباستزندگی آتشگهی دیرنده پا برجاستگربیفروزیش، رقص شعلهاش در هر کران پیداست ورنه، خاموش است و خاموشی گناه ماست» پیرمرد، آرام و با لبخند،کندهای در کورهی افسرده جان افکندچشمهایش را در سیاهیهای کومه جست و جو می کرد... +از منظومه آرش کمانگیر، سیاوش کسرایی +اگه همه چیز یه اشتباه باشه چی؟ یه غلط نگارشی!:)ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: چهارشنبه 18 بهمن 1396 ساعت: 21:35

هر انتخاب بله و خیری یه لایه میبردتت پایین تر تو درخت

اگه جای من بودی چیکار میکردی؟

یه دفه از خواب بیدار میشی و میبینی یه صفحه بلاگ دات آی آر جلوته

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1396 ساعت: 23:41

خانواده اومده بودن! سالها طول کشیده تا بتونم اینجوری تو چشماش نگاه کنم... حقیقتا قرار نیست برگردم دیگه... یه سری "دوست" هم هستند که خیلی سنگین دوستیشونو دارن نشون میدن، و حتی نمیدونن... و من هم نمیدونم خب! مگه قراره همه همه چیزو بدونن؟ عجیب اینه که بازم طلبکار شدم از همه، حتی از آدمای خوب... چقدر اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 16:42

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 0:40

خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیراین هبوط بی دلیل، این سقوط ناگزیرآسمان بی هدف، بادهای بی طرفابرهای سر به راه، بیدهای سر به زیرای نظاره ی شگفت، ای نگاه ناگهان!ای هماره در نظر، ای هنوز بی نظیر!آیه آیه ات صریح، سوره سوره ات فصیح!مثل خطی از هبوط، مثل سطری از کویرمثل شعر ناگهان، مثل گریه بی امانمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 10:16

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 10:32

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 16:26

خسته ام...

خسته ام...

خسته ام...

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:26

در من چه وعده هاست
در من چه هجرهاست
در من چه دستها به دعا مانده روز و شب
اینها چه می شود ؟


بعضی وقتا شعر مناسب حالو پیدا نمیکنم...
مخاطب میفهمه ولی:)
ببخشید...

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 6:59

هر روز مثل یه قسمت داستانه: صب خسته پامیشی ولی انقد کار داری که نمیتونی بیشتر بخوابی. خییییلی یواش جم میکنی خودتو میری دانشگاه. بچهها رو میبینی که موتاد شدن. معلوم نیست حواسشون هست دارن با خودشون چکار میکنن یا نه، ولی تو هم آدمی نیستی که بگی خودت حادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 6:59

هر بار... که فکر میکنم بیشتر از این نمیشه
یکی بلند بلند قهقه میزنه...: کجاشو دیدی؟

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 5:28

پریست لازم دارم...

یه آدمی که بشه هر اشتباهیو با هر دلیل داغونی بهش گفت...

که به جای قضاوت کردن بگه یه راهی واسه درست کردن همه چیز هست...

...

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 5:28

دوس دارم تمام این-اتفاقات/احساس-و با یه نفر شیر کنم.

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: سه شنبه 1 فروردين 1396 ساعت: 4:43

when you want to do something, but you just can't...
such a waste :(

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 13:13

this is not the place! gotta move asap!

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 13:13

صفحه بندی